تاریخچه، توسعه و چشم‌انداز حسابداری اسلامی

هدف اصلی این مقاله بحث پیرامون تاریخچه‌ی حسابداری اسلامی از زمان ظهور تا توسعه و گسترش مداوم و رشد مورد انتظار آن در آینده است. به‌ این منظور، این مقاله قصد دارد تأثیر تاریخی حسابداری اسلامی را بر طرف مرسوم و سنتی خود (حسابداری مرسوم) که امروزه در صنعت غالب و چیره است، مورد تجزیه و تحلیل قرار دهد. به‌علاوه، به بیان شباهت‌ها و تفاوت‌های موجود بین حسابداری اسلامی و حسابداری سنتی و مرسوم امروزی از ابعاد عملی و نظری آن خواهد پرداخت. بر اساس این مقاله، نیاز به حسابداری اسلامی در سایه‌ی نظام اقتصادی در‌حال‌توسعه‌ی اسلامی و نیاز خاص نهادهای مالی موجود در آن که تحت نظر شریعت اداره می‌شود، مورد بحث و بررسی قرار خواهد گرفت. در نهایت، این مطالعه نگاهی به چشم‌انداز این نظام حسابداری و چالش‌های پیش‌روی آن خواهد انداخت. به‌‌رغم این که گام‌هایی اساسی به سمت توسعه‌ی نظام جامع حسابداری اسلامی برداشته شده است، هم‌چنان چالش‌های بسیاری وجود دارد که باید بر آن‌ها فائق آمد. با‌این‌حال، چشم‌اندازها روشن‌اند، به طوری که ارائه‌ی جای‌گزینی برای نظام حسابداری مرسوم امروزی، سبب ایجاد اهمیت و ارزش برای ورود به این حوزه شده است.

1.مقدمه
با ظهور و گسترش مداوم اقتصاد اسلامی شامل نظام مالی اسلامی و نهادهای مالی آن، نیاز به حسابداری اسلامی بیش از پیش احساس شد. مفهوم نظام حسابداری اسلامی و فرآیندهای آن موضوع جدیدی نیست و شواهد و مستندات بااهمیت تاریخی، مؤید استفاده از عملیات حسابداری اسلامی در زمان خلیفه‌ی دوم مسلمانان- عمر- در دولت‌های اسلامی است. قرآن کریم نیز با آیاتش در خصوص درخواست توسعه و به‌کارگیری اقدامات حسابگرانه در جامعه پایه و اساسی را برای حسابداری فراهم می‌کند.

اگرچه اولین نوشته‌های پژوهشی از این گونه اقدامات به زبان انگلیسی تا دهه‌ی 1980 وجود نداشت، اما در سایر زبان‌ها موضوعات مهمی در این زمینه ارائه شده بود [1]. البته مسئله این است که بسیاری از مستندات و ذخایر استنادی در طول قرن‌ها از بین رفته‌اند و این موضوع توانایی ردیابی تأثیرات واقعی حسابداری اسلامی را بر اقدامات حسابداری مرسوم امروزی دشوار کرده است. با وجود این، برخی پژوهش‌گران ادعا می‌کنند حسابداری اسلامی بر توسعه‌ی حسابداری دوطرفه در ایتالیا- موطن پدر حسابداری نوین (لوکا پاچیلویی) - تأثیرگذار بوده است. شواهد تاریخی حسابداری اسلامی قابل ملاحظه و معنادار است. البته این موضوع بدان معنا نیست که هیچ‌گونه مسئله‌ای بر توسعه و پیاده‌سازی آن در نظام نوین اقتصادی کنونی تأثیرگذار نبوده است زیرا بسیاری از اقدامات صورت گرفته در غرب بر آن تأثیر گذاشته است.

2.تاریخچه‌ی حسابداری اسلامی
این موضوع به طور گسترده‌ای مورد پذیرش قرار گرفته است که مبدأ و منشأ حسابداری سازمان‌یافته‌ای که امروزه از آن استفاده می‌کنیم، ریشه در ایتالیا و پدر حسابداری نوین، لوکا پاچیولی، دارد. کتاب او با نام (Summa de Arithmetica , Geometria , Proportionin et proportionalita) در سال 1494 میلادی منتشر شد که اولین نوشته در حوزه‌ی حسابداری قلمداد می‌شود [2]. البته این موضوع باید خاطرنشان شود که اعتبار لوکا پاچیولی به دلیل ابداع نظام حسابداری نیست بلکه او اولین کسی بود که این نظام را کدبندی، طبقه‌بندی و منتشر کرد. زیرا در طول سال‌های متمادی، بازرگانان از روشی خاص برای حسابداری استفاده می‌کردند و آن روش در قرون وسطی در تجارت و بازرگانی مورد استفاده قرار می‌گرفت و توسعه یافته بود [2].

حسابداری در جهان اسلام می‌تواند تا سال‌های بسیاری فراتر از آن‌چه که در بالا مورد اشاره قرار گرفت، مورد ریشه‌یابی قرار گیرد. اقوام و مللی که در منطقه‌ی اعراب و در زمان حضرت محمد (ص) زندگی می‌کردند کمابیش با تجارت و بازرگانی در ارتباط بودند. حتی حضرت محمد (ص) نیز به عنوان یک بازرگان مشغول به کار بودند. ظهور اسلام به همراه نزول قرآن کریم به ارائه‌ی دستورالعمل‌هایی در رابطه با ابعاد گوناگون زندگی هم‌چون معاملات اقتصادی انجامید [3]. در حقیقت، اساس نظام اقتصادی اسلامی نشأت‌گرفته از خود قرآن است که مثال‌هایی در خصوص این که چه‌گونه یک کسب‌و‌کار را در راه مباح و جایز می‌توان رهنمون شد، ارائه می‌دهد.

در نتیجه، خلق نظام حسابداری اسلامی هم لازم بود و هم اجتناب‌ناپذیر. در حقیقت، قرآن کریم راهنمایی در رابطه با نحوه‌ی هدایت فعالیت‌های حسابگرانه همراه با وحی الهی در سال 610 میلادی ارائه داد. این یعنی حسابداری اسلامی حدود 800 سال پیش از کتاب پاچیولی حضور داشته است [4]. این موضوع شگفت‌انگیز نیست، زیرا تاریخچه‌ی حسابداری را نویسندگان انگلیسی‌زبان نوشته‌اند و تمرکز و بحث آن‌ها روی حسابداری بخش خصوصی کشورهای انگلیسی‌زبان در قرون نوزدهم و بیستم میلادی بوده است [1]. باوجوداین، گسترش تاریخ حسابداری گسترده‌تر از این است و از بُعد جغرافیایی فقط به جهان کشورهای انگلیسی‌زبان محدود نمی‌شود و از بُعد زمانی نیز شمارش و حسابگری به دوران پیش از دوره‌ی نوین انسانی باز می‌گردد.

بنابراین هم‌زمان با رشد اسلام، نظام اقتصادی اسلامی و تمام فعالیت‌های آن نیز گسترش یافت. توسعه و بسط تجارت در داخل و خارج از جهان اسلام موجب ارتقا و بهبود سازوکار حسابداری مورد پذیرش در رابطه با وجه نقد، کالاهای دریافتی و توزیع‌شده گردید[5]. این موضوع با معرفی زکات در سال 624 میلادی از اهمیت بیشتری برخوردار شد، به طوری که نیاز به نگه‌داری حساب‌ها را به منظور محاسبه و پرداخت زکات ضروری ساخت.
این موضوع برای اشخاصی که در زمینه‌ی بازرگانی مشغول بودند نیز از اهمیت خاصی برخوردار بود. به‌خصوص برای کارآفرینانی که نیازمند توسعه‌ی دفترداری و نظام نوشتاری جهت حصول اطمینان از تطابق فعالیت‌های اقتصادی خود با شریعت بودند.

قرآن کریم، همان‌طور که پیش‌تر نیز اشاره شد، بر نیاز به یک نظام حسابداری و اهمیت ثبت و نوشتن بدهی‌ها و معاملات تجاری تأکید دارد. مثال‌هایی مربوط به این زمینه را می‌توان در سوره‌ی 18، آیه‌ی 30 و سوره‌ی 2 (سوره‌ی مبارکه‌ی بقره) آیه‌ها‌ی 282 و 283 مشاهده کرد. آیه‌ی 282 سوره‌ی بقره به‌عنوان «آیه‌ی دِین (قرض)» و نیز به‌عنوان طولانی‌ترین آیه‌ی قرآن کریم شناخته می‌شود. این آیه به تمامی نیاز‌ها در خصوص نوشتن و ثبت بدهی‌ها و دیون و معاملات تجاری اشاره دارد. معرفی رسمی دفاتر حسابداری، مفاهیم و رویه‌ها در طول دوره‌ی خلافت خلیفه‌ی دوم عمربن‌خطاب که بین سال‌های 634 تا 644 خلافت کرد، صورت پذیرفت.

2-1- توسعه‌ی حسابداری اسلامی
ازآن‌جاکه توسعه‌ی حسابداری در دولت اسلامی همراه با زکات بود، بنای رسمی آن با اهداف حکومتی (دولتی) آغاز به کار کرد. (برای مثال، از آن جهت پیاده‌سازی به منظور ثبت درآمدها و هزینه‌های خزانه‌ی عمومی بهره‌برداری شد) [6]. سیستم‌های حسابداری توسعه‌یافته و رویه‌های پذیرفته‌شده را در دولت اسلامی می‌توان به 7 بخش تقسیم‌بندی کرد:

  • حسابداری مربوط به حیوانات (با تأکید بر دام و چارپایان)
  • حسابداری ساخت‌و‌ساز
  • حسابداری شالیزارهای برنج
  • حسابداری انبار کالا
  • حسابداری سکه (حسابداری ارز)
  • حسابداری مربوط به چراگاه‌های گوسفندان
  • حسابداری خزانه.

توسعه و پیاده‌سازی سیستم‌های حسابداری در دولت اسلامی از طریق رویه‌های الزام‌آور جهت ثبت رویدادها پشتیبانی می‌شد. علاوه بر موارد پیش‌گفته، برخی مثال‌ها در رابطه با رویه‌های ثبترا مراجع حکومتی (دولتی) و اشخاص کارآفرین توسعه دادند و به کار گرفتند. این موارد شامل موضوعات زیر است:

  • رویدادهای مالی می‌بایست به‌سرعت و به‌محضِ وقوع ثبت می‌شد.
  • رویدادهای مالی می‌بایست طبق ماهیت خود طبقه‌بندی می‌شد.
  • دریافت‌ها می‌بایست در سمت راست صفحه ثبت می‌شد (منابع این دریافت‌ها نیز می‌بایست افشا می‌شد) در‌حالی‌که پرداخت‌ها در سمت چپ صفحه ثبت می‌شدند (همراه با توضیحات).
  • هیچ‌گونه فاصله‌ای نمی‌بایست بین رویدادهای مالی جهت ثبت وجود می‌داشت.
  • تصحیح، بازنویسی یا پاک‌کردن رویدادهای مالی ممنوع بود.
  • گزارش‌های ماهانه و سالانه باید تهیه می‌شد.
  • گزارش‌های سالانه مورد بازبینی قرار می‌گرفت و با گزارش‌های سال قبل مقایسه می‌شد (حسابرسی).

همان‌طور که مشاهده می‌شود، با این رویه‌ها تلاش می‌شد تا ریسک‌های تقلب و دستکاری کاهش یابند و انواعی از کنترل‌ها ارائه شوند.
طبقه‌بندی مناسب رویدادهای مالی مورد تأکید بود و سیستم‌های حسابداری بسیاری را پوشش می‌دادند. صورت‌های مالی ماهانه و سالانه الزامی بودند، در‌حالی‌که بودجه‌بندی به‌عنوان یک رویه‌ی کنترل داخلی و یک ابزار جهت تجزیه و تحلیل و تفسیر صورت‌های مالی مورد استفاده قرار می‌گرفتند. همان‌طور که مشاهده می‌شود، در آن دوره حسابرسی نیز انجام می‌گرفت و حتی به صورت یک الزام در نظر گرفته می‌شد تا از پیاده‌سازی مناسب یک سیستم حسابداری کامل اطمینان حاصل شود. ذکر این نکته نیز مهم است که اگرچه حسابداری در مقاطع ابتدایی دوره‌ی اسلامی صورت می‌پذیرفت اما واژگان حسابداری و حسابدار در آن مقطع زمانی وجود نداشت. زمان ورود این واژگان مشخص نیست اما این احتمال وجود دارد که ظهور آن‌ها مصادف با تاثیر استعمار و معرفی فرهنگ غرب در قرن نوزدهم بوده باشد.

3. حسابداری اسلامی نوین
با افول دولت اسلامی، اقتصاد اسلامی نیز رو به افول نهاد و جایگاه خود را به نظام مرسوم امروزی که بر تمام اقتصاد جهان چیره و غالب است، سپرد. استعمار مسلمانان به‌دست امپراتوری‌های غربی، کشورها را تضعیف کرد و آن‌ها تأثیر چشم‌گیری بر فرهنگ و تمام ابعاد زندگی اجتماعی مسلمانان گذاشتند. این تأثیر شامل عملیات حسابداری نیز بود که در این کشورها پیاده می‌شد. حتی آن کشورهایی که اکثر جمعیت‌شان مسلمان بودند اما تحت استعمار نبودند نیز از غربی‌ها تأثیر شدیدی پذیرفته بودند. امپراتوری عثمانی تحت تأثیر اصول حسابداری آلمانی‌ها قرار گرفته بود و حتی وهابی‌ها بر عربستان سعودی که اصول حسابداری خود را از غرب گرفته بود، تأثیرگذار بودند [8].
پس از جنگ جهانی دوم- دوران پس از استعمار- مسلمانان سرتاسر جهان با یک مسأله بغرنج روبه‌رو بودند و آن مسئله این بود که آن‌ها می‌بایست یا اقدامات و عملیات غرب را که اکنون به جانِ جامعه‌شان نفوذ کرده بود. نگاه می‌داشتند یا اقدامات و عملیات اسلامی مربوط به دوران طلایی خویش را باز‌می‌یافتند [9].
باوجوداین، اقتصادهای اسلامی در دوره‌ی نوین در کنار اقتصاد مرسوم کنونی شروع به توسعه و پیشرفت کردند. این امر به‌طور‌خاص با اسلامی‌سازی (اسلامی‌کردن) برخی کشورها هم‌چون پاکستان و ایران و به‌طور قابل‌ملاحظه‌ای با انتقال ثروت به خاورمیانه پس از افزایش قیمت نفت خام در اوایل دهه‌ی 1970 میلادی، قوت و شدت بیش‌تری به خود گرفت [9].
نیاز به بانک‌داری اسلامی و نهادهای مالی و به تَبَع آن نیاز به یک سیستم حسابداری که برای این نهادها مناسب باشد، قوّت گرفت. برای مثال سیستمی که دست‌یابی به اهداف تطابق با شریعت را در خود جای داده باشد. این موضوع زمانی اهمیت بیش‌تری یافت که حسابداری مرسوم قادر به رفع احتیاجات مؤسسات و نهادهای مالی اسلامی در زمینه‌ی مسئولیت‌های اقتصادی– اجتماعی خود مطابق با موازین شریعت نبود. اولین نوشته‌ها در زبان انگلیسی و در زمینه‌ی ادبیات موضوع حسابداری اسلامی را می‌توان مربوط به پژوهش‌گران در سال 1981 میلادی دانست. در آن سال عبدالمجید یک نظریه‌ی آزمایشی برای انجام عملیات حسابداری بانک‌های اسلامی ارائه داد [9].
بنابراین حسابداری اسلامی در بستر نوین خود می‌تواند به‌عنوان فرآیند حسابگری و حسابداری تعریف شود که اطلاعات لازم را به ذی‌نفعان ارائه می‌دهد و آن‌ها را قادر می سازد تا اطمینان حاصل کنند نهاد تجاری آن‌ها درعین‌حال‌که اهداف اجتماعی-اقتصادی خود را دنبال می‌کند، به‌طورمداوم نیز تحت نظارت قانون اسلامی و شریعت عمل می‌کند [15]. حسابداری اسلامی، برخلاف حسابداری مرسوم، با گروه بزرگی از ذی‌نفعان سروکار دارد (در‌حالی‌که حسابداری رایج به‌دنبال کسب منفعت گروهی خاص (برای مثال یک نهاد مالی به‌تنهایی) است. در نتیجه، حسابداری اسلامی با منافع اجتماع به‌عنوان یک کُل سروکار و دغدغه جامعه را در سر دارد.
3-1- حسابداری اسلامی در مقابل حسابداری مرسوم
برای فهم بهتر حسابداری اسلامی لازم است شباهت‌ها و تفاوت‌های آن را با حسابداری مرسوم مقایسه کرد.
یکی از بزرگ‌ترین تفاوت‌ها بین نهادهای مالی اسلامی و نهادهای مالی مرسوم (به‌طور خاص بانک‌ها) و روشی که حسابداری در آن‌ها متمایز می‌شود، می‌تواند مقایسه‌ی ترازنامه‌های آن‌ها باشد. اگرچه صورت‌های مالی اسلامی به‌طور کلی طبقه‌بندی یک‌سانی هم‌چون صورت‌های مالی مرسوم ارائه می‌دهند اما از حیث ذات و مهم‌تر از آن هدف، تفاوت و تمایز دارد [11].
مجموعه‌ی صورت‌های مالی یک نهاد مالی اسلامی می‌تواند در قالب زیر دسته‌بندی شود [11]:

  • صورت‌های مالی منعکس‌کننده‌ی کارکرد بانک اسلامی در قالب یک سرمایه‌گذار:
    • ترازنامه
    • صورت سود و زیان
    • صورت جریان گردش وجوه نقد
    • صورت سود و زیان جامع یا صورت وضعیت تغییر در سهم مالکان
  • صورت مالی منعکس‌کننده‌ی تغییرات در سرمایه‌گذاری‌های محدود‌شده که به‌دست بانک اسلامی مدیریت می‌شود و نفع آن به سایر افراد جامعه می‌رسد.
  • صورت‌های مالی بازتاب‌دهنده‌ی نقش بانک اسلامی به‌عنوان امین صندوق‌های سرمایه‌گذاری که با نیت اهداف اجتماعی فعالیت می‌کنند و زمانی که این‌گونه خدمات را از طریق صندوق‌های سرمایه‌گذاری جداگانه‌ای ارائه می‌دهند:
    • صورت وضعیت منابع و مصارف زکات و صندوق‌های خیریه
    • صورت وضعیت منابع و مصارف سرمایه در صندوق‌های قرض.

اگرچه نظام حسابداری اسلامی شکل حسابداری خاصی را جهت پیاده‌سازی و رعایت اجبار و الزام نمی‌کند، اما تأکید دارد هر شکل و قالبی که استفاده می‌شود باید نیازها و الزامات اسلامی را (از حیث محتوایی) رعایت کند.
سه اصل کلی که باید در نظام حسابداری اسلامی جاری و ساری باشد:
 1) پاسخگویی    2) عدالت  و 3) درستی

سایر تفاوت‌ها می‌تواند ناشی از وجود دو مفهوم باشد: حسابداری اسلامی دارای پایه‌ی مذهبی است درحالی‌که حسابداری مرسوم بر پایه‌ی سکولاریسم است. هم‌چنین حسابداری اسلامی تحت قوانین اسلامی، که نشأت گرفته از قرآن و سنّت پیامبر (ص) است عمل می‌کند اما حسابداری مرسوم تحت قوانین نوین تجارت که برآمده از فرهنگ هستند عمل می‌کند. این پایه‌ و اساس به ایجاد تفاوت‌های دیگری منجر می‌شود که «اهداف ارائه‌ی اطلاعات» یکی از آن تفاوت‌ها است. حسابداری یعنی ارائه‌ی اطلاعات صحیح مرتبط با وضعیت مالی و عملیاتی یک نهاد مالی یا یک واحد تجاری. در این صورت حسابداری مرسوم در ابتدا دغدغه‌ی ارائه‌ی اطلاعات درباره‌ی تخصیص بهینه‌ی منابع کمیاب را دارد اما حسابداری اسلامی علاوه بر این موضوع دغدغه‌ی رعایت اصول شریعت و دسترسی به اهداف اسلامی را هم دارد. (برای مثال ابعاد اقتصادی- اجتماعی رویدادهای اقتصادی و معاملات تجاری). مثلاً، حسابداری اسلامی به‌دنبال کسب اطمینان از جلوگیری از وقوع رویدادهای اقتصادی هم‌چون 1) ربا یا بهره نامعقول و بسیار بالا، 2) غَرر یا عدم اطمینان، 3) میسر یا قمار (شامل انواع قمار) است.

به‌طور مشابه تفاوت‌هایی در رابطه با استفاده‌کنندگان از اطلاعات حسابداری نیز وجود دارد، به‌طوری که حسابداری مرسوم به‌طور خاص دغدغه‌ی سهام‌داران و اعتباردهندگان را دارد اما در سوی دیگر حسابداری اسلامی دغدغه‌ی طیف وسیع‌تری از سهام‌داران را که شامل کلیت جامعه است، دارد. این نگرانی به‌طور خاص مربوط به نیاز به کسب اطمینان از توزیع منصفانه‌ی ثروت بین اشخاص است. در این حالت می‌توان گفت که حسابداری اسلامی در برابر تمامی افراد بشر و خداوند (الله) پاسخ‌گو است، درحالی‌که حسابداری مرسوم نیازمند پاسخ‌گویی شخص در برابر افراد و اشخاصِ دارای کنترل بر منابع و تا حدودی سایر سهام‌داران است.

امروزه مسأله‌ی اصلی این است که رویه‌های حسابداری اتخاذ‌شده‌ی بانک‌های اسلامی در تهیه‌ی صورت‌های مالی، به‌طور کلی قانون‌گذاری نشده‌اند [10]. به همین دلیل است که تقریباً همه‌ی نهادهای مالی اسلامی رویه‌ها و سیاست‌های حسابداری خود را همراه با قراردادهای متنوع حاکم بر فعالیت خود و تغییرات گوناگون، توسعه و بسط داده‌اند. متأسفانه این تفاوت‌ها امکان مقایسه‌ی صورت‌های مالی نهادهای مالی اسلامی را دشوار ساخته است. هم‌چنین اعتبار آن‌ها را نزد بازیگران بازار بین‌المللی کاهش داده است [15]. این موضوع در بخش بعدی و زمانی که به چالش‌های پیش‌روی حسابداری اسلامی خواهیم پرداخت، بیش‌تر مورد بحث قرار خواهد گرفت. 

3-2- سازمان حسابداری و حسابرسی برای نهادهای مالی اسلامی (AAOIFI)
 به دلیل نیاز به استانداردسازی حسابداری اسلامی، نهادهای مالی اسلامی و سایر طرف‌های ذی‌نفع اقدام به تأسیس سازمان حسابداری و حسابرسی برای نهادهای مالی اسلامی در ابتدای دهه‌ی 1990 میلادی (AAOIFI) کردند [10]. AAOIFI در بحرین پایه‌گذاری شد و به‌عنوان یک سازمان مستقل بین‌المللی با حمایت حدود 200 عضو نهادی از 45 کشور مختلف در حال فعالیت است [12]. این درحالی است که استانداردها به‌طور جهان‌شمول پیاده‌سازی شده‌اند و حتی کشورهای غیرعضو نیز به دلیل کاربرد جهانی آن اقدام به پیاده‌سازی کرده‌اند.
هدف اصلی AAOIFI، تهیه و توسعه‌ی استانداردهای مبتنی بر شریعت برای نهادهای مالی بین‌المللی مرتبط با حوزه‌ی حسابداری، حسابرسی، راهبری شرکتی و فعالیت‌های اخلاق حرفه‌ای است [12]. در نتیجه، تاکنون این سازمان اقدام به انتشار 85 استاندارد کرده است که برای مثال داریم [13]:

  • 26 استاندارد حسابداری
  • 5 استاندارد حسابرسی
  • 7 استاندارد راهبری شرکتی
  • 5 استاندارد اخلاق حرفه‌ای
  • 45 استاندارد شریعت

AAOIFI هم‌چنین به‌طور مداوم در حال کار بر روی توسعه‌ی استانداردهای جدید برای نهادهای مالی بین‌المللی است. این موضوع دارای اهمیت است، زیرا این سازمان به‌عنوان یک بازیگر مهم در راستای قانون‌گذاری بانک‌های اسلامی فعالیت می‌کند که به منظور اتخاذ استانداردهایی تشویق می‌شوند که تحقیقات حاضر، آن‌ها را مربوط و دارای استفاده بسیار برای نهادهای مالی بین‌المللی می‌دانند [14].
سازمان AAOIFI (2014، [13]) در حال حاضر تأمین مالی فعالیت‌های خود را از روش‌های زیر انجام می‌دهد: 1) وقف، 2) صندوق خیریه، که با استفاده از حق عضویت پرداختی هر نهاد مالی در زمان ملحق شدن به AAOIFI صورت می‌پذیرد، 3) حق اشتراک سالیانه، 4) اعطای اعتبار، 5) وا‌ها، 6) ارثیه‌ی اشخاص، 7) و سایر منابع.

4. چشم‌انداز حسابداری اسلامی
همان‌طور که در بخش قبل اشاره شد، تجربه‌ی معاصر حسابداری اسلامی بسیار کم است و از سه ‌دهه تجاوز نمی‌کند و هنوز در حال مدیریت خود به منظور اثر‌گذاری جهانی و اثبات خود به‌عنوان رویکردی اکتشاف‌گرایانه و ارائه‌کننده‌ی پیشنهادهای جدید است.
واضح است که یک بدنه‌ی توسعه‌یافته درباره‌ی نحوه‌ی کاربرد و استفاده از اسلام به منظور خلق یک سیستم عملی جهت گزارش‌دهی مالی و حسابداری وجود دارد. نه تنها قرآن کریم بر نیاز به این‌گونه ثبت‌ها تأکید دارد، بلکه شواهد تاریخی موجود در دوران حکومت‌های قبلی اسلامی نیز مُهر تاییدی بر این مدعا است. حتی برخی پژوهش‌گران معتقدند عملیات حسابداری مورد استفاده در دولت اسلامی اولیه بر نظام حسابداری دوطرفه‌ای که در ایتالیا توسعه یافت، تأثیرگذار بوده است.
به دنبال ذکر این نکته نیستیم که حسابداری اسلامی یک جای‌گزین برای حسابداری مرسوم است، بلکه هر دو رویکرد به دنبال ارائه‌ی اطلاعات و تعیین نحوه‌ی اندازه‌گیری، ارزش‌گذاری، ثبت و در نهایت اشتراک و به‌ارتباط‌گذاردن اطلاعات هستند. اما حسابداری اسلامی علاوه بر موارد پیش‌گفته، دغدغه‌ی خاصی نسبت به پول به‌عنوان فراهم‌کننده‌ی یک رویکرد کلی‌تر، از طریق تحلیل رویدادهای مالی از ابعاد مالی و غیرمالی دارد تا بتواند نسبت به جلوگیری از آسیب رساندن به جامعه اطمینان یابد [15]. باوجوداین و با گذر زمان، حسابداری اسلامی با چالش‌های بسیاری روبه‌رو می‌شود. 
4-1- چالش‌های پیش‌رو
متأسفانه چالش‌های پیشا‌روی حسابداری اسلامی بسیار زیاد است و مثلاً می‌توان به این واقعیت اشاره کرد که هم‌اکنون حسابداری مرسوم بر صحنه‌ی جهانی غالب و چیره است و عرصه را برای حسابداری اسلامی جهت ورود و مشارکت در این حوزه دشوار‌تر ساخته است.
برخی از چالش‌های اصلی شامل موارد زیر است:

1) مسائل مرتبط با شواهد تاریخی حسابداری اسلامی:
در این‌جا ما با دو مسأله روبه‌رو هستیم که باید مدنظر قرار گیرند. اولین موضوع این است که شواهد تاریخی قابل‌ملاحظه‌ای از جوامع اسلامی در طول قرن‌ها به دلیل شرایط آب‌وهوایی که نگه‌داری اسناد و مدارک تاریخی را دشوار می‌سازد، نابود شده‌اند و دلیل دیگر جنگ‌ها و هرج‌ومرج‌ها و اختلافات است. برای مثال فقط کشور عراق را در نظر بگیرید که شهر بغداد قرن‌ها قبل مورد هجوم مغول‌ها قرار گرفت و اخیراً نیز کتابخانه‌ی ملی عراق در سال 2003 میلادی نابود شد [9]. مسأله‌ی دوم وجود مشکلات و موانع زبانی است. تحقیقات دانشگاهی جدید به‌طور گسترده‌ای تحت‌ تأثیر کارهای پژوهش‌گران به زبان انگلیسی است، درحالی‌که شواهد و مدارک مربوط به حسابداری اسلامی در قالب زبان‌های شرقی و به خصوص زبان عربی و فارسی است. هم‌چنین مدارک و اسناد قابل ملاحظه‌ای‌به زبان نوشتاری آن دوران وجود دارد که اکنون استفاده زیادی در جوامع اسلامی ندارد، مثلاً زبان نوشتاری دوران امپراتوری عثمانی. این موضوع موجب محدودیت در تعداد افرادی می‌شود که توانایی تحلیل اسناد باقی‌مانده آن دوران را دارند.

2) نبود دانش و درک کافی و وجود تعصب:
متأسفانه بسیاری از افراد، دانش بسیار کمی در خصوص اقتصاد اسلامی و حسابداری اسلامی دارند. به علاوه این که بدبینی بسیار زیادی در غرب و در ارتباط با اسلام وجود دارد. یعنی هر چیزی که با اسلام همراه باشد معنای ضمنی منفی خود را القا خواهد کرد. بسیاری از این سوگیری‌ها و تعصبات، ناشی از فقدان دانش و فهم کافی از اسلام و اقدامات اسلامی است، یا از مجرای رسانه‌های جمعی بدبین خیلی منفی به اطلاع افراد می‌رسد و سبب بدبینی جوامع نسبت به اسلام می‌شود. بزرگ‌ترین مسأله و مشکل، بسط این تفکر است که حسابداری اسلامی تنها مختص مسلمانان است. این دقیقاً همان موضوعی است که باید به آن پرداخت و گفت که حسابداری اسلامی جای‌گزین حسابداری مرسوم نیست و رویکرد حسابداری اسلامی کل‌نگر است.

3) مسائل مربوط به قانون‌گذاری:
همان‌طور که پیش‌تر نیز بحث شد، نهادهای مالی اسلامی باید از شریعت پیروی کنند، در نتیجه آن‌ها به سیستم حسابداری احتیاج دارند که بتواند این نیاز را پوشش دهد. مشکل این امر در این حقیقت نهفته است که دانشگاهیان فعال در حوزه‌ی حسابداری و سایر فعالان با حسابداری اسلامی آشنا نیستند و از نحوه پیاده‌سازی آن در عملیات جاری خود اطلاع کافی ندارند. به همین دلیل است که امروزه رویه‌های حسابداری به‌اجراگذاشته‌شده‌ی بانک‌های اسلامی عمدتاً با فقدان قانون‌گذاری روبه‌رو هستند و رویه‌های چندگانه‌ای را تولید کرده‌اند [10]. به‌عنوان‌ مثال نهادهای مالی اسلامی حداقل از شش روش برای شناسایی سود حاصل از معاملات مرابحه استفاده می‌کنند. این تفاوت‌ها می‌تواند به‌دلیل تفاوت دیدگاه در ارتباط با شریعت باشد که آن نیز به نوع تفکر پذیرفته‌شده و غالب در آن کشور بستگی دارد. 
در همین راستا می‌توان گفت این تفاوت‌ها امکان مقایسه‌ی صورت‌های مالی نهادهای مالی اسلامی را دشوار می‌سازد و اعتبار و وثاقت آن را در چشم بازیگران بازار بین‌المللی تضعیف می‌کند [10].

5- نتیجه‌گیری
نیاز به یک سیستم حسابداری کاملاً احساس می‌شود، به‌خصوص این نیاز در دست‌یابی به اهداف اجتماعی ـ اقتصادی مبتنی بر شریعت که نهادهای مالی اسلامی باید از آن‌ها پیروی کنند، پررنگ‌تر است. همان‌طور که در این مقاله نیز بر آن تأکید شد؛ شواهد، مدارک و اسناد آشکاری در رابطه با حسابداری اسلامی از زمان وحی و الهام قرآن تا اقدامات و رفتار پیامبر اکرم (ص) و خلیفه‌ی دوم وجود دارد.
اگرچه شناسایی تأثیر تاریخی حسابداری اسلامی به طور خاص به دلیل فقدان سوابق اسناد در طول قرون متمادی دشوار است، اما شواهد بیان‌گر آن است که حسابداری اسلامی بر حسابداری غرب تأثیرگذار بوده است و این تأثیر در حسابداری سیستم دوطرفه که اکنون استفاده می‌شود، قابل مشاهده است. با ورود نهادهای مالی اسلامی که از شریعت تبعیت می‌کردند، نیاز به بازسازی و قالبِجدیدبخشیدن به حسابداری اسلامی نیز بیش‌ازپیش احساس شد. همان‌طور که انتظار می‌رفت تفاوت‌هایی بین حسابداری اسلامی و حسابداری مرسوم وجود دارد که به‌طورخاص ممنوعیت ربا و سایر فعالیت‌های مشکوک و غیر مبتنی بر شریعت هم‌چون اهداف اجتماعی–اقتصادی مانند جامعه‌ی بهتر (یا آسیب‌نرساندن و حق دیگران را پایمال‌نکردن به قیمت موفقیت در تجارت خود) برخی از این تفاوت‌هاست. 
به‌‌رغم تفاوت‌های موجود، حسابداری اسلامی توانایی توسعه‌ی مجدد و رشد در بازارهای اقتصادی نوین را با تأسیس سازمان حسابداری و حسابرسی برای نهادهای مالی بین المللی (AAOIFI) کسب کرده است. این موضوع نه‌تنها رویه‌های حسابداری نهادهای مالی اسلامی را جهت کمک به تنظیم و هم‌آهنگی بین آن‌ها فراهم می‌آورد، بلکه اعتبار بیش‌تری را نزد بازیگران صحنه‌ی بین‌المللی ایجاد می‌کند.
می‌توان نتیجه گرفت حسابداری اسلامی هم‌چنان با چالش‌های بسیاری روبه‌رو است که باید بر آن‌ها غلبه کند تا بتواند به راه خود ادامه دهد. با‌این‌حال چشم‌انداز و توانایی حسابداری اسلامی به منظور ارائه‌ی جای‌گزینی برای سیستم مرسوم قابل‌ملاحظه است و این موضوع حوزه‌ی حسابداری اسلامی را به حوزه‌ای ارزش‌مند جهت مطالعه، جست‌وجو و مشارکت بیش‌تر تبدیل کرده است.

Additional Info

  • نام نویسنده ۱: سیدعلی حسینی
  • نام نویسنده ۲: محمد صالحی‌فر