عوامل اقتصادی و غیراقتصادی مؤثر بر تمکین مالیاتی

تمکین مالیاتی1 نقطه‌ی مقابل فرار مالیاتی و بیان‌گر پذیرش مالیات و تسلیم در برابر قوانین مالیاتی است. تحقیق حاضر قصد دارد زمینه‌های کلی تمکین مالیاتی را شناسایی کند. با توجه به این هدف، با بررسی تحقیقات پیشین، دو گروه عوامل اقتصادی2 و عوامل غیراقتصادی3 شناسایی می‌شود و به بررسی تأثیر آن‌ها بر تمکین مالیاتی پرداخته خواهد شد.

به‌منظور بررسی عوامل مؤثر بر تمکین مالیاتی از پرسش‌نامه‌ی محقق‌ساخته4 استفاده شد. در این پرسش‌نامه دو معیار اصلی به قرار عوامل اقتصادی و عوامل غیراقتصادی برای تمکین مالیاتی تدارک دیده شد که هر کدام از معیارها خود از چهار زیرمعیار تشکیل می‌شدند. این پرسش‌نامه بین ممیزان مالیاتی، مؤدیان، دانشجویان و اساتید رشته‌های مالی در شهر ساری واقع در استان مازندران توزیع شد. در نهایت، پرسش‌نامه‌های تکمیل‌شده با روش ترکیبی تحلیل سلسله‌مراتبی- تحلیل شبکه‌ای مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.

نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده‌ها که با  نرم‌افزار Superdecision صورت پذیرفت، نشان داد که در میان عوامل اقتصادی، زیرمعیار حسابرسی مالیاتی با وزن 42.3% و در میان عوامل غیراقتصادی، زیرمعیار دولت و فعالیت‌های رفاهی آن با وزن 50% بیشترین تأثیر را بر تمکین مالیاتی دارند. هم‌چنین این دو عامل بیشتر از 50% نظرات را نیز به خود اختصاص داده‌اند.

 

1-  مقدمه و بیان مسأله

مالیات‌ها به‌عنوان منبع درآمدی باثبات، ابزار مهمی برای اجرای سیاست‌های اقتصادی و حتی اجتماعی دولت‌ها به شمار می‌روند. در نقطه‌ی مقابل پژوهش‌هایی که به بررسی پدیده‌ی فرار مالیاتی5 می‌پردازند، پژوهش‌هایی هم وجود دارند که در پی شناسایی و تبیین عواملی هستند که به دنبال پذیرش یا تمکین مالیاتی هستند. این تحقیقات رفتار افراد را هنگام خوداظهاری6 و رویارویی با مالیات بررسی می‌کنند. به عبارت دیگر، تمرکز تحقیقات تمکین مالیاتی بر روی بررسی این موضوع است که تمکین یا عدم تمکین مؤدیان، متأثر از چه عواملی است.

اگرچه رویکردهای متفاوتی هم‌چون اجبار و اعتماد یا تنبیه و تشویق در برخورد با تمکین مالیاتی مطرح است، اما تمکین مالیاتی تا حدودی با خوداظهاری به عنوان سیستمی مبتنی بر اعتماد به مؤدیان شناخته می‌شود. سیاستی که در کنار انجام حسابرسی تصادفی به کار گرفته می‌شود. اصلاح ساختار مالیاتی و اتخاذ سیاست‌های بهینه‌ی مالیاتی، نیازمند شناخت ادراکات مؤدیان مالیاتی7 و عوامل مؤثر بر رفتار تمکین آنان است.

تمکین مالیاتی موضوع مهمی برای مقامات مالیاتی است. تعاریف گوناگونی از تمکین مالیاتی ارائه شده است. تمکین مالیاتی عبارت از  "توانایی و میل مالیات‌دهندگان به اطاعت از قوانین مالیاتی‌، اظهار درآمد واقعی در هر سال و پرداخت میزان صحیح مالیات در موعد مقرر است" (اداره‌ی درآمدهای مالیاتی آمریکا8 2009).

عدم تمکین مالیاتی یک عارضه‌ی مسری است. ازاین‌رو هنگامی که برخی مالیات‌دهندگان از تمکین مالیاتی سر باز زنند، سایر مالیات‌دهندگان در فرایند یادگیری مشاهده‌ای9 خود را مغبون یافته و  میل چندانی به اطاعت از قوانین مالیاتی نشان نمی‌دهند. در نقطه‌ی مقابل، پدیده‌ی تمکین نیز با افزایش درآمد مالیاتی به کاهش در نرخ های مالیاتی منجر خواهد شد. در این تحقیق مواردی هم‌چون ارائه‌ی میزان صحیح درآمد و پرداخت کامل مالیات در موعد مقرر با رضایت کامل، تمکین مالیاتی محسوب می‌شود.

برای بهبود تمکین مالیاتی باید عوامل مؤثر بر رفتار تمکین مؤدیان را شناخت. پژوهش پیش‌رو دو دسته از عوامل اقتصادی و غیراقتصادی را در رفتار تمکین/عدم تمکین مؤدیان مؤثر دانسته است. هر یک از این عوامل و گویه‌های مربوط به آن در شکل (1) نشان داده شده است.

به‌هرحال، رفتاری هم‌چون تمکین مالیاتی، رفتاری پیچیده‌، چندوجهی و متأثر از عوامل بسیاری است و این پژوهش قصد دارد "زمینه‌های کلی"10 این  رفتار را شناسایی کند. در راستای این هدف، تحقیق پیش‌رو در پی پاسخ به پرسش‌های زیر است:

- آیا هر یک از عوامل اقتصادی و غیراقتصادی به‌تنهایی در تمکین مالیاتی نقش دارند؟
- آیا عوامل اقتصادی و غیراقتصادی در مجموع در تمکین مالیاتی نقش دارند؟
- کدام‌یک از دو عامل اقتصادی و غیراقتصادی نقش بیشتری در تمکین مالیاتی دارند؟

 

2- پیشینه‌ی تحقیق

تمکین مالیاتی به یک موضوع مهم تحقیقاتی در اقتصاد رفتاری11 تبدیل شده است. (کریچلر 2007) محققان پدیده‌ی تمکین / عدم تمکین مالیاتی و به‌طور خاص رفتار مالیات‌دهندگان را با دو رویکرد عمده بررسی کرده‌اند: رویکرد اقتصادی و رویکرد غیراقتصادی.

رویکرد اقتصادی به دنبال ارائه‌ی مدل‌های محض اقتصادی است و رفتار تمکین را با مفروضاتی هم‌چون مطلوبیت12 و بیشینه‌سازی سود مورد انتظار13 بررسی می‌کند. این رویکرد عواملی هم‌چون میزان درآمد واقعی14،‌ نرخ مالیات15، مزایای مالیاتی16، حسابرسی مالیاتی17، احتمال حسابرسی18،‌ جریمه ها و مجازات‌‌ها19 را در اختیار گذاشته است.

گروه دیگری از محققاق معتقدند مسأله‌ی تمکین مالیاتی پیچیده‌تر از آن است که با رویکردهای محض اقتصادی تبیین شود. (کریچلر و دیگران 2007). در این رویکرد عوامل غیراقتصادی که از نگاه اقتصاددانان دوره ماندهاست، در کنار چارچوب اقتصادی، برای تبیین تمکین مالیاتی معرفی شده‌ است. (اسمیت و استالنز 1991)، عواملی هم‌چون اخلاق مالیاتی، هنجارها، ادراک از انصاف و عدالت (مورفی 2004) و غیره.

اما گروه نخست معتقدند عواملی مانند شرمساری قابل مشاهده نیستند و حتی در صورت مشاهده نمی‌توان آن‌ها را در تابع مطلوبیت قرار داد. ازاین‌رو،‌ هرچند عقاید اخلاقی به‌روشنی نقش‌هایی در تصمیم‌گیری‌های تمکین مالیاتی بازی می‌کنند، هنوز روشن نیست چه‌طور این عقاید را می‌توان در تجزیه و تحلیل‌های قراردادی شرکت داد (اندرونی و دیگران 1998).

رفتارگرایان نیز معتقدند رویکرد تئوریک از عینیت کمی در جهان واقع برخوردار است و باید نتایج آن را در رویکردی تجربی بررسی کرد(کریچلر و دیگران 2007). مدل‌های تئوریک فقط به‌عنوان راهنمایی‌های پایه و پیش‌زمینه‌ای بوده (اندرونی و دیگران 1998 ) و عوامل و فرضیه‌های منطقی‌تری در اختیار تحقیقات تمکین قرار داده و تحقیقات تجربی را غنی‌تر می‌سازند (کریچلر و دیگران 2007).

عواملی که بر رفتار تمکین  یا عدم تمکین مالیاتی اثر می‌گذارند از یک کشور به کشور دیگر و هم‌چنین از شخصی به شخص دیگر متفاوت‌اند(کریچلر 2007). اما می‌توان گفت عوامل عمده شامل تنبیهات نظیر جرایم (آلینگهام و ساندمو 1972)، تلاش‌های اجرایی هم‌چون حسابرسی یا‌ تفاوت‌های فرهنگی؛ ادراکات کنترل رفتار (فورنهام 1983) هزینه‌ی تمکین مالیاتی (سلمرد 1992) رفتار هم‌طرازان، هنجارهای شخصی،آگاهی از سیستم مالیاتی و قوانین مالیاتی (سیلوانی 1992؛ ‌له بالو 1992) برداشت مالیات‌دهندگان از سیستم و مراجع مالیاتی (آمبرچت 1998) معیارهای اخلاقی/ معنوی مالیات‌دهندگان و وصول‌کنندگان، انصاف (عدالت) سیستم مالیاتی،‌ عوامل جمعیت‌شناختی نظیر جنسیت،‌ سن، تحصیلات و میزان درآمد (مورفی 2004) احساس گناه و شرمساری (ارارد و فنیستین 1994)  میل پرداخت مالیات در قبال ارائه‌ی خدمات عمومی، تحصیلات عمومی، اخلاق مالیاتی و ... (هیون 2005)  انگیزه‌ها نظیر پاداش‌ها (فلد، فری و تراگلر 2006) می‌شوند.

اسپیسر و بیکر (1980 ) معتقدند مالیات‌دهندگانی که احساس کنند با آن‌ها عادلانه رفتار نشده است با عدم تمکین سعی در بازپس‌گیری حقوق خود دارند. درعین‌حال، بالدری (1986) در آزمایشی نشان داد که برخی از مردم هرگز از پرداخت مالیات شانه خالی نمی‌کنند، بی‌آن‌که ملاحظه حداکثرسازی سود خود را اعمال کنند.

رویکرد تجربی نیز مشکلات خود را دارد. الفرز، وی و هسینگ (1987) اظهارنامه‌های واقعی مؤدیان هلندی را با پرسش‌نامه‌های خودسنجی آنان مقایسه کردند. نتیجه این که فراریان مالیاتی واقعی در پرسش‌نامه‌ها، خود را به‌کلی تابع نشان می‌دادند. شگفت‌آورتر این که چندین شرکت‌کننده که در پرسش‌نامه‌ها با عدم تمکین موافق بودند اظهارنامه‌های‌شان را صادقانه تکمیل کرده بودند.

در داخل کشور نیز تحقیقاتی در این باب انجام شده است که به شرح زیر است:

علیرضا خانجان (1386) نشان می‌دهد حتی فراریان مالیاتی نیز از دیدگاه نهادی کم‌و‌بیش مثبتی برخوردار بوده‌اند و رفتار عدم تمکین مالیاتی آن‌ها بیش از آن‌ که به خلاء دیدگاه نهادی مربوط باشد ناشی از عدم التزام عملی آن‌ها نسبت به نظام باورهای ذهنی و ایدئولوژیک خویش بوده است. وی بیان می‌کند این مؤدیان، فرار مالیاتی را «غیر اخلاقی» «و نامشروع» تلقی می‌کنند اما درعین‌حال «دیدگاه سیاسی» خوش‌بینانه‌ای نسبت به مجموعه‌ی «دولت» و (لزوم حمایت مالی از آن) احساس نمی‌کنند. وی در نهایت عدم تکمین مالیاتی را  یک «هنجار اجتماعی» فراگیر شده خوانده که قبح و کراهت خود را از دست داده است.

 

3- فرضیات تحقیق

در راستای دست‌یابی به اهداف تحقیق، پژوهش‌گران تحقیق در پی آن هستند که دریابند کدام عامل از دو عامل مدنظر بر رفتار تمکین مالیاتی اثرگذار است. در مرحله‌ی بعد و در صورت وجود عوامل اثرگذار محققان تفاوت اهمیت عوامل مورد نظر را بررسی خواهند کرد. سؤالاتی که در این رابطه طرح می‌شوند، همان سؤالاتی هستند که در قسمت بیان مسأله گفته شدند.

1- هر یک از عوامل اقتصادی و غیراقتصادی به‌تنهایی در تمکین مالیاتی نقش دارند.
2- عوامل اقتصادی و غیراقتصادی در مجموع در تمکین مالیاتی نقش دارند.
3- عوامل اقتصادی نقش بیشتری نسبت به عوامل غیراقتصادی در تمکین مالیاتی دارند.

 

4- روش تحقیق

این تحقیق از نوع "توصیفی – پیمایشی" است که هدف از اجرای آن توصیف عوامل مؤثر بر رفتار تمکین مالیاتی است. نتایج این تحقیق می‌تواند در شناخت بیشتر ادراکات مؤدیان و کمک به تصمیم‌گیری‌ها در زمینه‌ی اصلاح ساختار مالیاتی مفید باشد.

 

5- ابزار گردآوری داده‌ها

در این تحقیق از "پرسش‌نامه‌ی محقق‌‌ساخته" استفاده شد که حاوی مؤلفه‌های مهم مؤثر بر تمکین مالیاتی و گویه‌های مربوط به آن‌ها بود. برای استخراج معیارهای مؤثر بر تمکین مالیاتی و گویه‌های مربوط به هر معیار، از مقاله‌ی مروری بر فاکتورهای تمکین مالیاتی (باربوتامیسو 2011) استفاده شد.

در نتیجه، پرسش‌نامه در دو بخش ارزیابی و مقایسه‌ی گویه‌ها طراحی شد.در بخش ارزیابی  8 پرسش مطرح شد که 4 پرسش مربوط به عوامل اقتصادی و 4 پرسش بیان‌گر عوامل غیراقتصادی بود. در بخش دوم پرسش‌نامه، میان زیرمعیارهای عوامل اقتصادی و غیراقتصادی مقایسه‌ی زوجی درون‌گروهی صورت گرفت. در نهایت، پرسش‌نامه‌ی حاضر بین 61 نفر شامل 16 نفر مؤدیان مالیاتی (مدیران و حسابداران شرکت‌ها) 19 نفر ممیزان مالیاتی و 26 نفر اساتید و دانشجویان ارشد حسابداری توزیع شد. تعداد اندک پرسش‌نامه‌های توزیع‌شده در این تحقیق ناشی از چندین موضوع است. اولاً این که پرسش‌نامه‌ی حاضر از نوع مقایسه‌ی زوجی بوده و پاسخ‌گویی به این گونه پرسش‌نامه‌ها نیازمند دقت زیاد و هم‌چنین اشراف کافی بر موضوع آن است، در نتیجه نمی‌توان این پرسش‌نامه را بین افراد زیادی توزیع کرد زیرا ممکن است از کیفیت آن کاسته شود. ثانیاً این‌که، این‌گونه پرسش‌نامه‌ها باید بین خبرگان مالی و مالیاتی توزیع شود تا نتایج حاصل از پرسش‌نامه درست و مطلوب شود زیرا نرم‌افزار superdecision پاسخ‌هایی را که دارای ناسازگاری باشند نمی‌پذیرد و آن‌ها را در تجزیه و تحلیل نهایی وارد نمی‌کند.

پاسخ گویه‌های بخش اول پرسش‌نامه بر اساس طیف لیکرت ، از 1 تا 5 و خیلی کم تا خیلی زیاد تنظیم گشود. در بخش دوم و مقایسه‌ی زوجی درون گروه‌ها نیز از مقیاس 9 درجه‌ای استفاده شد. روایی صوری و محتوایی پرسش‌نامه توسط کارشناسان و کارشناسان ارشد مالیاتی و اساتید امر مورد بررسی قرار گرفت و با اعمال نظرات آن‌ها پرسش‌نامه نهایی تهیه شد.

در بررسی پایایی پرسش‌نامه، ازآن‌جاکه پرسش‌نامه‌ی حاضر اکثراً توسط افراد آگاه به موضوع مالیات مانند ممیزان مالیاتی، مؤدیان مالیاتی، دانشجویان و اساتید حسابداری که بیشتر آن‌ها دارای تحصیلات کارشناسی ارشد و بالاتر بودند، پاسخ داده شد؛ و هم‌چنین با توضیحات تفصیلی محققان در مورد هر یک از عوامل مورد سؤال در این تحقیق برای هر یک از سؤال‌شوندگان و با توجه به تعداد اندک سؤال‌های طرح‌شده در این پرسش‌نامه، به نظر می‌رسید که پرسش‌نامه‌های تکمیل‌شده از پایایی نسبتاً مناسبی برخوردار باشند. در تأیید این پیش‌فرض، اقدام به محاسبه‌ی آلفای کرونباخ شد که مقدار 80% مشاهده شد.

 

6- روش تجزیه و تحلیل داده‌ها

به منظور تعیین اوزان هر معیار و نیز تک‌تک زیرمعیارها، ابتدا از روی پرسش‌نامه‌ی مقایسه زوجی، ماتریس مقایسه‌ی زوجی تهیه می‌شود. این ماتریس درواقع همان جدول مقایسه‌ی زوجی است که عناوین سطری و ستونی آن حذف شده‌اند. سپس بر روی «ماتریس مقایسه‌ی زوجی» اعمالی اجرا می‌شود تا نسبت سازگاری محاسبه شود. نسبت سازگاری برای ماتریس 5*5 و بالاتر باید کوچک‌تر از 1/0 باشد تا قضاوت‌های انجام‌شده در مقایسه‌ی زوجی سازگار محسوب شود. درغیراین‌صورت، پرسش‌نامه‌ی مقایسه‌ی زوجی باید مجدداً بررسی و تکمیل شود.

بعد از بررسی ســـــــازگـــاری قضاوت‌های انجام‌شده در مورد معیارها و زیرمعیارهای انتخاب و ارزیابی، جهت کنترل وابستگی (عدم وابستگی) آن‌ها به خود باید از ماتریس موزون یا سوپرماتریس استفاده کرد. به این منظور، ابتدا وزن‌های نسبی هر معیار و زیرمعیار که از مقایسات زوجی در اختیار داریم را به ماتریسی به نام سوپرماتریس ناموزون انتقال می‌دهیم. از ویژگی مهم سوپرماتریس ناموزون، این است که جمع ستون‌های آن ممکن است که به سمت عدد یک میل نکند. پس از تشکیل سوپرماتریس ناموزون، نوبت به تشکیل سوپرماتریس موزون می‌رسد. در این تحقیق‌، ازآن‌جاکه جمع تمامی ستون‌های  سوپرماتریس اولیه کم‌تر از یک بود، همان سوپرماتریس اولیه یا ناموزون به‌عنوان سوپرماتریس موزون به کار رفت. در این‌جا، نوبت به محاسبه‌ی ماتریس حدی یا محدودشده می‌رسد. برای به‌دست‌آوردن ماتریس حدی باید سوپرماتریس موزون را به توان حدی رساند. یعنی سوپرماتریس موزون را به توان عددی رساند که به‌ازای آن‌ تمامی درایه‌های موجود در هر سطر با هم برابر شوند. سرانجام، پس از تعیین‌شدن وزن‌های معیارها و زیرمعیارهای مورد بررسی در این تحقیق، تمکین مالیاتی باید مورد بررسی و قضاوت قرار گیرد. به این منظور، ابتدا «میانگین امتیاز هر معیار» تمکین مالیاتی در هر جامعه محاسبه می‌شود. این امر به‌ صورت مجموع ضرب «امتیاز هر زیرمعیار» در «وزن آن زیرمعیار» انجام می‌شود. امتیاز هر زیرمعیار از پرسش‌نامه درجه‌ی اهمیت زیرمعیارها تعیین می‌شود. قابل ذکر است که تعیین میانگین امتیاز هر معیار در سطح هر جامعه‌ی مورد بررسی صورت می‌پذیرد.

 

7- جامعه و نمونه‌ی آماری

بررسی مالیات به‌عنوان موضوعی فراگیر که عموم آحاد جامعه با آن مرتبط‌اند، به‌طور بالقوه مستلزم بررسی موضوع در جوامع بسیار بزرگ خواهد بود. ازاین‌رو حتی با تفکیک مالیات‌ها به درآمد و مصرف و طبقاتی از این دست نیز طبقات به‌‌دست‌آمده جوامع بزرگی را در بر خواهند داشت. بنا به مسائل یاد‌شده، در این تحقیق به یک منطقه‌ی جغرافیایی خاص و بخشی از جامعه‌ی درگیر با مالیات پرداخته شده است. به‌طورخاص این پژوهش بر روی جامعه‌ی مالیاتی شهرستان ساری در استان مازندران متمرکز شده است. در این راستا جامعه به سه دسته تقسیم شد که عبارت‌اند از: مؤدیان مالیاتی (مالیات‌دهندگان)، ممیزین مالیاتی (کارشناسان) و جامعه‌ی دانشگاهی (اساتید و دانشجویان). جدول یک مشخصات کامل افراد مشارکت‌کننده در این تحقیق را نشان می‌دهد.

 

8- یافته‌ها و نتایج تحقیق

نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل پرسش‌نامه‌های شماره‌ی 1 و 2 که مربوط به ارزیابی و وزن‌دهی به هر یک از زیرمعیارهای عوامل اقتصادی و غیراقتصادی بود، نشان داد که پاسخ فرضیات 1 و 2 مطرح‌شده در این تحقیق، مثبت است، زیرا هر یک از زیرمعیارهای درنظرگرفته‌شده نمره‌ی (وزن) 3 یا بالاتر را در طیف لیکرت کسب کرده‌اند که این نیز نشان از مطلوبیت و درستی معیارها و زیرمعیارهای طراحی‌شده در تحقیق دارد.

مهم‌ترین هدف از انجام این تحقیق، تعیین معیارهای مهم در ارزیابی تمکین مالیاتی و نیز وزن‌دهی یا اولویت‌بندی زیرمعیارهای هر یک از معیارهای مدنظر بود. به این منظور ، داده‌های حاصل از پرسش‌نامه‌های مقایسات زوجی، جهت تحلیل، وارد نرم‌افزار superdecisions شد. مهم‌ترین خروجی این نرم افزار، سوپرماتریس‌ها و ماتریس حدی‌اند که در ادامه آمده است.

ازآن‌جاکه در این تحقیق، «زیرمعیارها» با درجه‌ی اهمیت تعیین‌شده از طرف مشارکت‌کنندگان در تحقیق نرخ‌دهی می‌شوند، ازاین‌رو جهت ارزیابی میزان تمکین مالیاتی، از ماتریس حدی استفاده نشد بلکه از سوپرماتریس ناموزون (که با سوپرماتریس موزون یکی است) برای محاسبات بعدی استفاده شد. به‌این‌ترتیب، با ترکیب سوپرماتریس ناموزون با نتایج پرسش‌نامه‌ی درجه‌ی اهمیت زیرمعیارها جدول (4) را خواهیم داشت.

اما میانگین «امتیاز» هر معیار (از 5 امتیاز) در هر جامعه به شرح جدول شماره‌ی (5) بود. در نهایت، «عملکرد کلی» یا «امتیاز نهایی» هر معیار در سطح هر جامعه‌ی مورد بررسی به شرح جدول شماره‌ی (6) بود.

در بررسی فرضیه‌ی شماره‌ی 3 و با تجزیه و تحلیل جدول شماره‌ی 6 به این نتیجه می‌رسیم که در جامعه‌ی دانشگاهی و ممیزان عوامل غیراقتصادی نقش بیشتری نسبت به عوامل اقتصادی در تمکین مالیاتی دارند، هرچند این اختلاف ناچیز است. اما در جامعه‌ی مؤدیان نتیجه برعکس است.

همان‌گونه که در جدول 1 قابل مشاهده است، در میان عوامل اقتصادی حسابرسی مالیاتی با وزن 42% دارای بیشترین نمره هستند و پس از آن عوامل دیگر تقریباً در یک سطح قرار دارند. اما در میان عوامل غیراقتصادی زیرمعیار دولت و فعالیت‌های رفاهی آن با کسب بیش از 50% نظرات دارای رتبه‌ی نخست در این معیار است و نکته‌ی جالب دیگر این است که سایر زیرمعیارها با اختلاف زیادی پس از آن قرار دارند.

بررسی جدول شماره‌ی 2 نتایجی مشابه با نتایج حاصل از جدول 1 را به ما می‌دهد که آن هم نشان از برتری دو زیرمعیار حسابرسی مالیاتی و دولت و فعالیت‌های رفاهی آن از سایر زیرمعیارها دارد.

نتایج تحقیق به تفکیک جوامع مشارکت‌کننده در تحقیق

سه طبقه‌ی اصلی در جامعه‌ی این تحقیق قرار داشتند. جامعه‌ی اول یعنی همان جامعه‌ی دانشگاهی که شامل اساتید و دانشجویان رشته‌ی حسابداری هستند و همه‌ی آن‌ها نیز دارای تحصیلات کارشناسی ارشد و بالاتر هستند. آن‌ها بر این باورند که در میان معیارهای اقتصادی، حسابرسی مالیاتی با نمره‌ی 1.45 و میزان جرایم مالیاتی با نمره‌ی 0.77 و در معیارهای غیراقتصادی دولت و فعالیت‌های آن با نمره‌ی 1.85 و عدالت و انصاف با نمره‌ی 0.7 عوامل مهم‌تری در تمکین مالیاتی هستند. البته ذکر این نکته ضروری است که درصد بالای اختصاص‌یافته به دو عامل حسابرسی مالیاتی و دولت و فعالیت‌های رفاهی آن به‌دست این جامعه‌ی مهم حاکی از اهمیت بالای این عوامل است که با هم بیش از 50% نظرات را به خود جلب کرده‌اند.

نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل نظرات جامعه‌ی دوم یعنی ممیزان و کارشناسان مالیاتی نشان می‌دهد که غیر از دو عامل حسابرسی مالیاتی و دولت و فعالیت‌های رفاهی آن که نمرات خوبی کسب کردند، سایر عوامل در نظرگرفته شده در این تحقیق برای تمکین مالیاتی مناسب نیستند زیرا اکثر آن‌ها نمرات پایینی کسب کردند. هم‌چنین با توجه به این که اکثر ممیزان و کارشناسان دارای سن 30 به بالا هستند که این نشان از تجربه‌ی آن‌ها در زمینه‌ی مالیات است، نتایج نظرات آن‌ها می‌تواند کاربردی، مهم، قابل توجه و قابل تأمل  باشند.

بررسی نظرات جامعه‌ی سوم یعنی جامعه‌ی مدیران و حسابداران شرکت‌ها که همان مؤدیان مالیاتی هستند تقریباً با نتایج حاصل از جامعه‌ی اول مشابه است. ولی یک نکته درباره‌ی این جامعه قابل توجه است و آن این که چون این جامعه شامل افرادی با تحصیلات اکثراً کارشناسی ارشد است و نیز دارای سن 30 به بالا است یعنی می‌توان گفت که این  جامعه تلفیقی از جامعه‌ی اول و دوم است. پس نظرات آن‌ها نیز در نوع خود، ارزش‌مند و شاید هم مفیدتر از دو جامعه‌ی قبلی باشد.

نهایتاً، در باب اولویت‌های معیارهای تدارک‌دیده‌شده در ارزیابی تمکین مالیاتی، از نظر خبرگان مشارکت‌کننده در این تحقیق، از بین هشت زیرمعیار مدنظر، دو زیرمعیار مهم‌تر به ترتیب عبارت‌اند از زیرمعیار حسابرسی مالیاتی در معیار اقتصادی با وزن 3/42% در این بخش و وزن 10.5% در کل و زیرمعیار دولت و فعالیت‌های رفاهی آن در معیار غیراقتصادی با وزن 50.2% در این معیار و وزن 12.5% در کل. نکته‌ی جالب توجه در این زمینه این است که همین دو معیار به‌تنهایی بیش از 50% نظرات را به خود اختصاص داده‌اند که درصد قابل‌توجهی محسوب می‌شود و جالب‌تر از آن، این موضوع است که هر دو زیرمعیار به دولت یا سایر مسئولان تصمیم‌گیرنده و قانون‌گذار در سطوح بالا برمی‌گردد که می‌توانند با ایجاد وضعیتی مناسب‌تر در باب این دو موضوع، شرایط را برای تمکین مالیاتی هموارتر سازند.

نتایج این تحقیق برای مسئولان دولتی که برخی یا بخش اعظم بودجه‌ی خود را باید از طریق مالیات تأمین کنند، مفید خواهد بود. به عبارتی دیگر، این نتایج به آن‌ها در تنظیم و هدایت زاویه‌ی دیدشان برای ایجاد شرایط و ضوابط مناسب و مطلوب مالیاتی کمک خواهد کرد. البته قابل ذکر است که مسئولان نام‌برده، هنگام استفاده از نتایج این تحقیق باید نیم‌نگاهی هم به محدودیت حاکم بر این نتایج داشته باشند و آن این که افراد وارد‌شده در این تحقیق، کاملاً همگن نبودند، یعنی از یک حوزه‌ی خاص انتخاب نشدند. البته این موضوع می‌تواند مفید هم باشد زیرا آحاد جامعه در نظر گرفته شده‌اند. به اضافه‌ی این که به‌دلیل مشکلات مالی موجود برای محققان، این تحقیق در بین تعداد نسبتاً محدودی از افراد انجام گرفته است، ازاین‌رو پیشنهاد می‌شود با کمک‌های خویش به محققان باعث انجام این تحقیق  یا تحقیقات مشابه در سطح وسیع‌تر شوند تا نتایج مطلوب‌تر و قابل‌اعتمادتری حاصل شود. بنابراین، ممکن است نتایج حاصل از این تحقیق در حوزه‌های دیگر یا حتی مکان‌های دیگر کاربرد کامل یا  چندان بااهمیتی نداشته باشد.

 

Additional Info

  • نام نویسنده ۱: محمدجواد رمضانی
  • نام نویسنده ۲: اسعد فتاحی